روز شانــــــــــــــــــــــــــــس مـن
گزیــــــــــــــده ای از بهترین آثار ادبــــــــی ، طنـــــــز و مطالـــــــــب علمــــــــی
قورباغه هم نشدیم که یکی اینجوری نوازشمون کنه! لطفا تا باز شدن کامل عکسها شکیبا باشید.... شما فکر میکنید که این یک قورباغه است و من فکر می کنم که این یک اسب
است!
کمی صبر کنید.... نکته اخلاقی:
همانطور که بصورت واضح در تصویر بالا مشاهده میکنید، باید به نظرات و
عقاید یکدیگر احترام بگذاریم.
فقط نیاز داریم کمی صبر کنیم و فعالانه به نقطه نظرات دیگران گوش دهیم!
هر روز تلفن های همراه زیادی به سرقت می رود یا افراد آن را گم می کنند.
خیلی وقت ها تلفن شما در نهایت پیدا می شود اما زمانی که تلفن شما در دست
فرد دیگری است چه اتفاقی برای آن رخ می دهد؟ آیا شما تلفن تان را با رمز
عبور محافظت کرده اید؟
هر چند نیمی از این افراد تلاش کرده اند صاحب تلفن را هم پیدا کنند. اما
اکثر این افراد نیز پیش از این تلاش کرده اند در تلفن همراه سرک بکشند و به
اطلاعات شخصی آن دسترسی پیدا کنند.
نتیجه این بررسی به خوبی نشان می دهد که تا چه حد باید از تلفن همراه تان
مراقبت کنید. اگر آن را با رمز عبور یا Pattern فقل نکرده اید. بهتر است
همین الان این کار را انجام بدهید. ضمن اینکه هیچ وقت رمزهای عبور تان را
در تلفن نگهداری نکنید. در عین حال فراموش نکنید که استفاده از نرم
افزارهای امنیتی هم روی تلفن های هوشمند هر روز اهمیت بیشتری پیدا می کند. منبع: نارنجی
راننده اتوبوس قضیه رو فهمید و به دختر گفت من میدونم چطور
میتونی با اون ..... داشته باشی. اگه بخواهی به تو خواهم گفت ! اون راهب هر نیمه شب میره به قبرستان قدیمی و دعا میکنه تا خدا گناهانی که در گذشته
انجام داده ببخشه و تو باید مثل فرشتهها لباس بپوشی و بهش بگی :خدا اون رو بخشیده..
دختر افاده ای پوز خندی زد و به فکر فرو رفت و خلاصه به نزدیکترین فروشگاه لباس رفت
نیمه شب دختر آماده شد و به قبرستون رفت و دید راهبه زانو زده و مشغول دعا کردنه
راهب ابتدا نگران شد ولی قبول کرد.
در
تورنتو کانادا یه دانشگاه بود . تازگی ها مد شده بود دخترها وقتی می رفتن
تو دستشویی ، بعد از آرایش کردن آیینه رو می بوسیدن تا جای رژ لبشون روی
آینه دستشویی بمونه . مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود. موضوع رو با رییس دانشگاه در میون می ذاره . فرداش رییس دانشگاه تمام دخترها رو جمع می کنه جلوی در دستشویی و می گه : مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو توالت ، بعد که دستمال خیس شد ، شروع کرد به پاک کردن آینه . از اون به بعد دیگه هیچکس آیینه ها رو نبوسید! منبع : http://2daylink.com/funblog/2010/12/post-311.php
واسه من که خداروشکر پیش نیومده! به سلامتیه همه اونایی که این روزها درگیر خریدن کادو ولنتاین نیستن..!
به سلامتیه اونایی که عشقی ندارن که بهش کادو بدن.. به سلامتیه اونایی که سالهای قبل به کسی کادو دادن که لیاقت نداشته!!! به سلامتیه تنهایی که اگه تنها باشی 1 درد داری اما با یه بی لیاقت همراه باشی 1000 تا...
به سلامتی اونایی که حاضرن ولنتاین رو تنها باشن اما به خاطر گرفتن کادو با کسی نباشن... پله پله تا ملاقات خدا میروم بی تحمل سوی عرش کبریا میروم! تا آخر بخوانید که
چطور ممکن است جان یک نفر را نجات دهید خواص دارویی پیاز از پیاز به عنوان
یک داروی ضدعفونی کننده استفاده می شود. مالیدن آب پیاز به صورت از ایجاد لکه ها جلوگیری
می کند. و از مخلوط آب پیاز و عسل می توان به عنوان یک کرم ضد چروک استفاده کرد. ، کلسیم،
منیزیم، فسفر، پتاسیم، سدیم، گوگرد و اسید فولیک و مقدار کمی آهن، مس و روی است که
تاکنون C پیاز سرشار از ویتامین تحقیقات زیادی برای اثبات خواص آن صورت گرفته است. خوردن پیاز در پیشگیری
از پوکی استخوان مؤثر است؛ چرا که پیاز با جلوگیری از کاهش مواد معدنی به ویژه کلسیم
موجود در سلولهای استخوانی از بروز پوکی استخوان جلوگیری میکند. پژوهشگران دانشگاه
برن سوئیس، ترکیبی در پیاز شناسایی کرده اند که از کاهش حجم استخوان و پوکی آن جلوگیری
می کند. این ماده در پیش گیری در کاهش نیافتن مواد مصرفی ـ به ویژه کلیة سلول های استخوانی
ـ تأثیر زیادی دارد. پیاز، قند خون و کلسترول
را پایین می آورد. پیاز یکی از گیاهان
بسیار قدیمی است که انسان آن را شناخته و در غذای خود استفاده می کرده است در کتاب
های پزشکان قدیم از پیاز به سبب داشتن الیاف و ویتامین ها و فلزات به عنوان داروخانه
ای کامل نامبرده شده است. بوی آن میکروب های
مضر را از بین می برد. قند خون را کاهش می
دهد. از ابتلا به سکته
جلوگیری می کند. قلب را فعال می کند
و کلسترول را کاهش می دهد. گردش خون را تقویت
می کند. به سبب داشتن آنتی
اکسیدان، تنش و نگرانی را از بین می برد. الیاف غذایی آن دستگاه
هاضمه را تقویت می کند. پیاز از سرطان ریه
جلوگیری می کند: مواد شیمیایی موجود
در پیاز خطر ابتلا به سرطان ریه را کاهش می دهد. مواد «فلاونوید» از دچار شدن به انواع
بیماری ها جلوگیری می کند و به وفور در پیاز یافت می شود. پیاز برای پوست بسیار
مفید است. زیرا خون را تصفیه می کند و در نتیجه رنگ چهره زیباتر و جذاب تر می شود. همچنین پیاز به دلیل
داشتن گوگرد باعث افزایش رشد موهای سر می شود. پیاز به دلیل داشتن آهک، دندانها را
محکم می کند و باعث استحکام استخوان بندی بدن می شود... بنابراین خوردن پیاز در کودکان
مبتلا به نرمی استخوان و سالمندان مفید است. اگر سرما خورده اید،
چند پیاز را برش داده و در نقاط مختلف خانه قرار دهید.... پیاز مانند یک دستگاه تصفیة
هوا از ابتلای سایر اعضای خانواده به این بیماری جلوگیری خواهد کرد. همچنین اگر خارج خانه
غذا می خورید، پیاز را همراه آن مصرف کنید، زیرا ماده ای در پیاز وجود دارد که از مسمومیت
غذایی حاصل از خوردن گوشت مانده جلوگیری می کند. اگر شخصی به دلیل
مصیبت وارده دچار حملات عصبی شده، پیازی را به دو نیم کرده و جلوی بینی او بگیرید. رازقی پرپر شد ، باغ در چله نشست........تو به خاک افتادی، کمر عشق شکست.......ما نشستیم و تماشا کردیم........... دلم می خواد گریه کنم ، برای قتل عام گل برای مرگ رازقی دلم می خواد گریه کنم ، برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی… وقتی که ما تو جشن شب ستاره بارون می شدیم وقتی که پشت سنگر سایه ها پنهون می شدیم دلم می خواد گریه کنم ، برای قتل عام گل برای مرگ رازقی دلم می خواد گریه کنم ، برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی…
و چهره من پس از مشاهده این حوادث
At least 5 people in
this world love you so much they would die for you حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند، که حاضرند
برایت بمیرند At least 15 people in
this world love you, in some way حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند The only reason
anyone would ever hate you, is because they want to be just like you تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که میخواهد
دقیقاً مثل تو باشد A smile from you, can
bring happiness to anyone, even if they don't like you یک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شود، حتی کسانی که ممکن است تو را دوست نداشته باشند Every night, SOMEONE
thinks about you before he/ she goes to sleep هر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر میکند You are special and
unique, in your own way تو در نوع خود استثنایی و بینظیر هستی Someone that you
don't know even exists, loves you یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بیاطلاع هستی When you make the
biggest mistake ever, something good comes from it وقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام میدهی ممکن است منجر به اتفاق
خوبی شود When you think the
world has turned it's back on you, take a look you most likely
turned your back on the world وقتی خیال میکنی که دنیا به تو پشت کرده، یه خرده فکر کن، شاید این تو هستی که پشت به دنیا کردهای Always tell someone
how you feel about them you will feel much
better when they know همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن، وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه میشوند احساس بهتری خواهی داشت If you have great
friends, take the time to let them know that they are great وقتی دوستان فوقالعادهای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوقالعاده
هستند! حالا اوناییی که دوکسم دارن دستاشونو ببرن بالا ببینم 15 تا میشن؟! من ک فک نکنم یکی هم بسه...:)
دوشنبه
وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به
او باعث شادی و آرامشتان می شود وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که
هستید، احساس امنیت می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش،
ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در کنارش
راه می روید احساس غرور می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان
سخت و دشوار است. وقتی کسی را دوست دارید، شادی اش برایتان
زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست. وقتی کسی را دوست دارید، حتی تصور بدون
او زیستن برایتان دشوار است. وقتی کسی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات
عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید. وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی
اش دست به هر کاری بزنید. وقتی کسی را دوست دارید، هر چیزی را که
متعلق به اوست، دوست دارید. وقتی کسی را دوست دارید، در مواقعی که به
بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید. وقتی کسی را دوست دارید، برای دیدن مجددش
لحظه شماری می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید از خواسته
های خود برای شادی او بگذرید. وقتی کسی را دوست دارید، به علایق او بیشتر
از علایق خود اهمیت می دهید. وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید به هر جایی
بروید فقط او در کنارتان باشد. وقتی کسی را دوست دارید، ناخود آگاه برایش
احترام خاصی قائل هستید. وقتی کسی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان
آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند. وقتی کسی را دوست دارید، او برای شما زیباترین
و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد. وقتی کسی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه
می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید. وقتی کسی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت
او شاد و احساس سربلندی می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان
بی معناست. وقتی کسی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای
اوست. وقتی کسی را دوست دارید، در دل زمستان هم
احساس بهاری بودن دارید. به راستی دوست داشتن چه زیباست، این طور
نیست ؟ دو تا
برادره آخر شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن دیگه
هروقت هرجا یک خراب کاریی میشده، ملت میدونستن زیر سر این دوتاست. خلاصه
آخر بابا ننشون شاکی میشن، میرن پیش کشیشِ محل، میگن: تورو
خدا یکم این بچههای مارو نصیحت کنید، پدر مارو درآوردن. کشیشه
میگه: باشه، ولی من زورم به جفتِ اینا نمیده، باید یکی یکی بیاریدشون. خلاصه اول داداش کوچیکه رو میارن، کشیشه ازش میپرسه: پسرم،
میدونی خدا کجاست؟ ... پسره جوابشو نمیده، همین جور
در و دیوار ر و نگاه میکنه. باز
یارو میپرسه: پسرجان، میدونی خدا کجاست؟ دوباره
پسره به روش نمیاره. خلاصه
دو سه بار کشیشه همینو میپرسه و پسره هم بروش نمیاره آخر
کشیشه شاکی میشه، داد میزنه: بهت گفتم خدا کجاست؟! پسره
میزنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش میبنده. داداش
بزرگه ازش میپرسه: چی شده؟ پسره
میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه فکر میکنن ما برش داشتیم
سخت آشفته و غمگین بودم… به خودم می گفتم: بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم میگیرند درس ومشق خود را… باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم و نخندم اصلا تا بترسند از من و حسابی ببرند… خط کشی آوردم، درهوا چرخاندم... چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید ! اولی کامل بود، دومی بدخط بود بر سرش داد زدم... سومی می لرزید... خوب، گیر آوردم !!! صید در دام افتاد و به چنگ آمد زود... دفتر مشق حسن گم شده بود این طرف، آنطرف، نیمکتش را می گشت تو کجایی بچه؟؟؟ بله آقا، اینجا همچنان می لرزید... ” پاک تنبل شده ای بچه بد ” " به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند" ” ما نوشتیم آقا ” بازکن دستت را... خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم او تقلا می کرد چون نگاهش کردم ناله سختی کرد... گوشه ی صورت او قرمز شد هق هقی کردو سپس ساکت شد... همچنان می گریید... مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد زیر یک میز،کنار دیوار، دفتری پیدا کرد …… گفت : آقا ایناهاش، دفتر مشق حسن چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود غرق در شرم و خجالت گشتم جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود سرخی گونه او، به کبودی گروید ….. صبح فردا دیدم که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر سوی من می آیند... خجل و دل نگران، منتظر ماندم من تا که حرفی بزنند شکوه ای یا گله ای، یا که دعوا شاید سخت در اندیشه ی آنان بودم پدرش بعدِ سلام، گفت : لطفی بکنید، و حسن را بسپارید به ما ” گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟ گفت : این خنگ خدا وقتی از مدرسه برمی گشته به زمین افتاده بچه ی سر به هوا، یا که دعوا کرده قصه ای ساخته است زیر ابرو وکنارچشمش، متورم شده است درد سختی دارد، می بریمش دکتر با اجازه آقا ……. چشمم افتاد به چشم کودک... غرق اندوه و تاثرگشتم منِ شرمنده معلم بودم لیک آن کودک خرد وکوچک این چنین درس بزرگی می داد بی کتاب ودفتر …. من چه کوچک بودم او چه اندازه بزرگ به پدر نیز نگفت آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم من از آن روز معلم شده ام …. او به من یاد بداد درس زیبایی را... که به هنگامه ی خشم نه به دل تصمیمی نه به لب دستوری نه کنم تنبیهی *** یا چرا اصلا من عصبانی باشم با محبت شاید، گرهی بگشایم با خشونت هرگز... با خشونت هرگز... با خشونت هرگز... البته من مث هیچ کدوم نیستم.............. در جریان هستین که من خیلی منحصر به فرد و خاص هستم! بهله!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Whenever you feel
alone, know you are not Whenever you need a
shoulder to cry on, you can use mine Whenever you need
someone just to listen, you can have my ear Whenever you lose your
way, you can have my eyes to
guide you Whenever you don’t know
the words to say, you can have my lips to
speak them Whenever you are
afraid, I will be brave for you Whenever you fall, I will catch you Whenever you are sad, I will do anything to
make you glad I may not always know
what to do or say, but I will help you
anyway Whenever you have a
question or favor to ask, know that the answer
will always be yes Whatever you do,
wherever you go, I will always be here
for you If you ever thought I
was mad or upset with you, that is not true I will not and could
not, ever be mad at you If you were ever mad or
upset with me, for that I am truly
sorry YOU'LL NEVER BE ALONE
این
یک آزمون بسیار جالب است. خود دکتر فیل مکگرا(روانشناس معروفی که مجری یک
برنامه فوقالعاده پرطرفدار تلویزیونی است) در این آزمون نمره 55 گرفته
است. او این آزمون را روی اپرا وینفری، مجری معروف برنامه تلویزیونی، انجام
داده که نمره 38 گرفته است. برای انجام این آزمون جالب اینجا را کلیک کنید. سورپرایز!!!!!!!! نتیجه آزمونمو براتون میذارم. بگید تا چه حد در موردم صدق میکنه! شما 32 امتیاز کسب کردهاید، بنابراین:
این نامه رو فقط همسر غضنفر میفهمه چی نوشته شده حال ترجمه از زبان همسرش
سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام دوستان عزیزم من شاید تا مدتی نتونم بیام یا آپ کنم به زودی میام و مطالب جالب و خواندنی براتون آپ میکنم موفق باشید همگی فعلا بای بای..........
پسري
هستم 26 ساله از (؟؟؟) بيست بار به خواستگاري
دختر مورد علاقه ام رفتم و جواب رد شنيدم. چه كنم؟ ادامه دارد .... روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید!
انگشتر خود را
در کدام انگشت به دست می کنید؟ من شخصا گزینه ی 6 و اگر انگشتر دستم کنم گزینه ی 4 در موردم صدق میکنه.... شما چطور؟!
جواب تست در ادامه مطلب آورده شده است!
قانون یكم: به شما جسمی
داده میشود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید،

وبلاگ روز شانس من سال خوشی را برای شما آرزومند است.
از طرف مدیریت و کارکنان وبلاگ!
تیپ خفن شیخ باعث جلب توجه نسوان حاضر در محفل دور دور شده بود.
به ناگه شیخ که کمی آب انگور نوش جان کرده بود و بالا بود چشم مبارکش
به حوری ظریف اندامی افتاد.
پس شیخ شیشه برقی اتومبیل مرید را پایین داد و چشمکی همچین تو دل برو
به دختر همی زد
و دخترک خنده ملیحی به شیخ نثاره کرد!
در کمال نا باوری شیخ از دادن نمره تلفن خویش اجتناب نمود!
مریدان خشتک بر کف ماندند که یا شیخنا کار را آن کرد که تمام کرد!
چه حکمتی در ندادن نمره تلفن بود؟ شیخ پاسخ داد همانا دختران آهن
پرستند.
او از برای ماشین مرید بر ما خنده زد که اگر فردا با پیکان خودمان او
را بیرون ببریم تازه هویت واقعیش معلوم میشود!
مریدان چو این سخن شنیدند. به ترتیب حروف الفبا از ماشین پیاده شده دست
بر سر زنان و کلاغ پر کنان
تا اتوبان صدر رفته از خروجی اول وارد خیابان شریعتی شدند و از پل رومی
دوباره به قیطریه رسیندی
و در این حلقه تا ابد باقی ماندند.



شرکت سیمانتک اخیرا بررسی جالبی انجام داده است. این شرکت ۵۰ تلفن
اندرویدی را در شهر های مختلف آمریکا با اطلاعات و اپلیکیشن های مختلفی پر
کرده سپس آنها را بدون داشتن رمز عبور در مکان هایی قرار داده تا توسط
افراد مختلف پیدا بشوند. این تلفن ها به گونه ای طراحی شده بودند که تمام
فعالیت های انجام شده را برای شرکت سیمانتک ارسال می کردند.
بررسی این شرکت نشان داده بیشتر از ۹۵ درصد افرادی که این تلفن ها را
یافته اند، تلاش کرده اند که به اطلاعات شخصی و حساس در این تلفن ها دسترسی
پیدا کنند. این شامل تلاش برای دسترسی به حساب های بانکی آنلاین و ایمیل
نیز می شده است.
شرکت سیمانتک می گوید ما نمی خواهیم از نظر روانشناسی افراد را بررسی کنیم
که چه چیزی باعث این رفتار می شود. اما این تحقیق اطلاعات بسیار جالبی در
مورد کارهایی که مردم بعد از پیدا کردن یک تلفن انجام میدهند در اختیار ما
گذاشته است.
بیشتر از ۷۲ درصد یابنده ها به سراغ عکس های ذخیره شده در تلفن رفته اند و
۶۰ درصد نیز تلاش کرده اند به حساب های شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک
دسترسی پیدا کنند. ۴۰ درصد افراد نیز سراغ ایمیل و حساب های بانکی آنلاین
رفته اند.
شرکت سیمانتک در این تلفن ها، چند فایل متنی حاوی لیستی از رمزهای عبور نیز
قرار داده بود. و جالب اینجا است که ۵۷ درصد افراد به این فایل سرک کشیده
بودند و ۵۳ درصد آنها نیز سراغ یک لیست مالی تقلبی حاوی حقوق افراد یک شرکت
رفته بودند.
روی این تلفن ها یک اپلیکیشن هم قرار داده شده بود که به نظر می رسید حاوی
لیست رمز های عبور است. کاربر بایستی روی دکمه ورود در این اپلیکیشن «تپ»
می کرد. بیش از دو سوم افراد سراغ این اپلیکیشن رفته بودند و وقتی پیام
خطای جعلی «عدم ارتباط با مرکز» را دریافت می کردند سراغ فایل متنی رمز های
عبور می رفتند.
میارررررررررم.
راهب هم پرید ماسکشو درآورد و گفت: /س/و/ر/پر/ایز!! اینم منم راننده اتوبوس..

کسانیکه که این کار رو می کنن خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت می کنن . حالا
برای اینکه شما ببینین پاک کردن جای رژ لب چقدر سخته ، یه بار جلوتون پاک
می کنه .

ای بابا! کلا یاد همه چی بخیر!
مخصوصا بارانی که روز 24 آبان بباره!

از نوک بال کفترا خونِ پریدن می چکید صدای بیداری عشق رو خواب شب خط می کشید …
ادامه مطلب
ادامه مطلب
زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو (شپلخخخخخ "صدای پسگردنی")
یک رهگذر: پسر جون حالت خوبه؟ چیزی مصرف کردی؟
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دس پا چلفتی خنگ
... ...
(دختر در حال راه رفتن)
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی فدات شم الهی بمیرم چی شدی تو یهو وااااااااااای
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخای برسونمت دکتری جایی
یک پسر
جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتون بدین به من! من ماشینم
همینجا پارکه یه لحظه وایسین با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!!
شاید برای شما هم جالب باشه که بدونین چرا ما ایرانیها، به پاپ کرن میگیم ..... فیل؟!
چون این خوراکی خوشمزه نه به فیل ربط داره نه به ...!!
اولین مدل پاپ کرن که وارد ایران شد، مربوط به یک شرکت انگلیسی بود به اسم
چسترفیلد (Chesterfield)
و چون ما ایرانیها لهجه داریم در حد تیم ملی، این رو ساده سازی کردیم و
گفتیم چ...فیل!
شناختن محصولات مختلف به اسم اولین برند، توی ایران خیلی عادیه. مثل:
آدامس، تافت، تاید، ریکا، وایتکس، ماتیک، کلینکس، و ...
حالا شما میتونین با خیال راحت این خوراکی رو بخورین و نگران چیزی نباشین
هرچی هم دوست دارین صداش کنین:
پاپ کرن، چ... فیل، چسترفیلد، ذرت بو داده، گل بلال، یا هر چیز دیگه.
ادامه مطلب فقط برای تعدادی از دوستان قابل رویت است
ادامه مطلب
الان
رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل تو خونه جدید مستقرشدیم بعدا در مورد
خراب شدن ماشینمون در جاده خواهم نوشت. خیلی سرگرم کننده هست این که واسه
ریچارد آشپزی میکنم . امروز میخوام یه جور کیک درست کنم
که
تو دستوراتش ذکر کرده ۱۲ تا تخم مرغ رو جدا جدا بزنین ولی من کاسه به
اندازهی کافی نداشتم واسهی همین مجبور شدم ۱۲ تا کاسه قرض بگیرم تا بتونم
تخم مرغها رو توش بزنم .
سهشنبه
ما تصمیم گرفتیم واسهی شام سالاد میوه بخوریم . در روش تهیهی اون نوشته بود « بدون پوشش سرو شود
»
(dressing= لباس ، سسزدن) خب من هم این دستور رو انجام دادم ولی ریچارد
یکی از دوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون . نمیدونم چرا هر دو تاشون
وقتی که داشتم واسهشون سالاد رو سرو میکردم اون جور عجیب و شگفتزده به
من نگاه میکردن.
چهارشنبه
من
امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم و یه دستور غذایی هم پیدا کردم واسهی
این کار که میگفت قبل از دم کردن برنج کاملا شستوشو کنین.
پس
من آبگرمکن رو راه انداختم و یه حموم حسابی کردم قبل از این که برنج رو
دم کنم . ولی من آخرش نفهمیدم این کار چه تاثیری تو دم کردن بهتر برنج داشت
.
پنجشنبه
باز هم امروز ریچارد ازم خواست که واسهش سالاد درست کنم . خب من هم یه دستور جدید رو امتحان کردم .
تو
دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده کنین و بعد اونو روی یه ردیف کاهو پخش
کنین و بذارین یه ساعت بمونه قبل از این که اونو بخورین . خب منم کلی گشتم
تا یه باغچه پیداکردم و سالادمو روی یه ردیف از کاهوهایی که اون جا بود
پخش کردم و فقط مجبور شدم یه ساعت بالای سرش بایستم که یه دفعه یه سگی نیاد
اونو بخوره. ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا حالم خوبه؟؟
نمیدونم چرا ؟ عجیبه !!! حتما خیلی تو کارش استرس داشته. باید سعی کنم یه مقداری دلداریش بدم.
جمعه
امروز
یه دستور غذایی راحت پیدا کردم . نوشته بود همهی مواد لازم رو تو یه کاسه
بریز و بزن به چاک (beat it = در غذا : مخلوط کردن ، در زبان عامیانه :
بزن به چاک) خب منم ریختم تو کاسه و رفتم خونهی مامانم . ولی فکر کنم
دستوره اشتباه بود چون وقتی برگشتم خونه مواد لازم همون جوری که ریخته
بودمشون تو کاسه مونده بودند.
شنبه
ریچارد
امروز رفت مغازه و یه مرغ خرید و از من خواست که واسهی مراسم روز یکشنبه
اونو آماده کنم ولی من مطمئن نبودم که چه جوری آخه میشه یه مرغ رو واسه
یکشنبه لباس تنش کرد و آماده اش کرد .
قبلا
به این نکته تو مزرعهمون توجهی نکرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی
عروسک پیدا کردم و با کفشهای خوشگلش ..وای من فکر میکنم مرغه خیلی خوشگل
شده بود.
وقتی ریچارد مرغه رو دید اول شروع کرد تا شمارهی 10 شمردن ولی بازم خیلی پریشون بود.
حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظار داشته مرغه واسهش برقصه.
وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده ؟شروع کرد به گریه و زاری و هی داد میزد آخه چرا من ؟ چرا من؟
چرا میگن عین بز؟!
جنس: دختر
مکان: شمال اورگان، غرب ایالات متحده
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس
بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی
موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در
محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش
جهانی
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده ، در حال
فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در
اراضی حفاظت شده نوادا... به مدت 7 ساعت
فعالیت های اجتماعی:
عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا،
عضو گروه حامیان
طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان
حافظ محیط زیست،
عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت
اجتماعی فمینیست
های مذکر گرا ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ
کالیفرنیا...
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش...
وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.
نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با
نوشته Peace Now
نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور
چیست!
قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا
موضوع قالب اس ام اس: رسیدی خونه عزیزم؟
موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد
موسیقی مورد علاقه: کانتری
بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب
محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک
بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار،
یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی، بلیط مترو
اینجا
جنس: دختر
مکان: شمال غرب تهران، ایران
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی
لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار
موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس
بر روابط دختر و پسر
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت،
با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می
شود.
فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل
کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد.
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت
دوازده و نیم در خانه دانشجویی دوستان و همین الان
نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس 50
سنت ، کتانی به سایز 52
نوع آرایش:
لب : بریتنی
مو: کامرون دیاز
تتو ابرو: آنجلینا جولی
سایه: شقایق فراهانی
قد: یک چهار پایه + 20 سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد.... دوباره بر می
گردد بالا !
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا
موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا، فمینیسم، حکومت، لباس،
جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی
روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز
موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ
موسیقی مورد علاقه: هیوی متال
بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی
شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست،
پرخاشگری
محتویات داخل کوله:
کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک
ناخن، استون، رژ،
جزوه دانشگاه، مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا
پیشرو و زدبازی، یک
بسته اولترا لایت!

به 10 سوال ساده زیر پاسخ دهید تا
ببینید شما چه نمرهای در این آزمون به دست میآورید و تفسیر آن چیست.
تذکر مهم: به سوالها براساس آنچه که امروز هستید پاسخ دهید، نه آنچه که در گذشته بودهاید.
If you can not see the image below properly, first right-click on it then select the "show picture" option, and after that you will see it . Nevertheless please feel free to ask me to upload it again. Thank you
روزی غضنفر برای کار و امرار معاش قصد سفر به آلمان میکنه
وهمسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها میکنه
خلاصه
همسرغضنفر گفت : حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟
غضنفر گفت: من برای تو نامه مینویسم....
همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن !!!!!!!!!!!!!!!!!
غضنفر گفت :من برای تو نقاشی میکنم ...
تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟
خلاصه
غضنفر به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید ..
این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
من که نفهمیدم
خط اول :حالت چه طوره زن ؟
خط دوم :بچه ها چه طورن ؟
خط سوم : مادرت چه طوره ؟
خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!
خط پنجم : فقط برگردم خونه....
خط ششم : میکشمت
خط هفتم :غضنفر از آلمان...
- براي بيست و يكمين بار اقدام كنيد.
- مي دانم جواب نمي دهد. يك اقدام اساسي لازم دارم.
- به خواستگاري يك دختر ديگر برويد.
- نمي توانم. بيست بار به خواستگاري اين يكي رفته ام. بالاخره كلي وقت
و پول و انرژي گذاشته ام.
- پس مي خواهيد چه كار كنيد؟
- مي خواهم بروم پدر و مادر و دايي آن دختر را به رگبار ببندم، بعد مغز
خودم را هم جلوي چشم آن دختر بپاچانم به هوا!*
- اين كار اصلا درست نيست. نه شما را به خواسته تان مي رساند نه او را..
ادامه مطلب
1* انگشت شست
2* انگشت اشاره
3* انگشت وسط
4* انگشت انگشتری
5* انگشت کوچک
6* انگشتر به دست نمی کنم .
ادامه مطلب
باید بدانید كه در طول زندگی در دنیای خاكی با شماست.
قانون دوم: در مدرسهای
غیر رسمی و تمام وقت نامنویسی كردهاید كه "زندگی" نام دارد. در این
مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درسها را دوست داشته
باشید چه از آن بدتان بیاید، پس
بهتر است به عنوان بخشی از برنامه
آموزشی برایشان طرحریزی كنید
قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش
است، یك سلسله دادرسی، خطا و پیروزیهای گهگاهی، آزمایشهای ناكام نیز
به همان اندازه آزمایشهای موفق بخشی از فرآیند رشد هستند
قانون چهارم: درس آنقدر
تكرار میشود تا آموخته شود. درسها در اشكال مختلف آنقدر تكرار
میشوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید میتوانید درس بعدی را
شروع كنید، بنابراين بهتر است زودتر درسهايتان را بياموزيد
قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست كه در
آن درسی نباشد. اگر زنده هستید
درسهایتان را نیز باید بیاموزید
قانون ششم:
قضاوت
نكنيد، غيبت نكنيد، ادعا نكنيد،سرزنش نكنيد،تحقيرو مسخره نكنيد، وگرنه
سرتون مياد. خداوند شما را در همان شرايط قرار ميدهد تا ببيند شما
چكار ميكنيد.
قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستند. نمیتوانید از چیزی در
دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنكه منعكس كننده چیزی باشد
كه درباره خودتان میپسندید یا از آن بدتان میآید.
قانون هشتم: انتخاب
چگونه زندگی كردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار
دارید، این كه با آنها چه میكنید، بستگی به خودتان دارد.
قانون نهم: جوابهایتان در وجود خودتان است. تنها كاری كه باید
بكنید این است كه نگاه كنید، گوش بدهید و اعتماد كنید.
قانون دهم
:
خيرخواهِ همه باشيد تا به شما نيز خير
برسد..
| Design By : Pichak |

